کندل دوجی سنگ قبر (Gravestone Doji) یکی از الگوهای مهم در تحلیل تکنیکال بوده، که از یک بدنه بسیار کوچک، سایه بالایی بلند و سایه پایینی بسیار کوتاه یا بدون سایه تشکیل میشود.
این کندل زمانی شکل گرفته، که قیمت در طول یک بازه معاملاتی رشد قابل توجهی داشته باشد. اما در ادامه فروشندگان بتوانند قیمت را دوباره به محدوده باز شدن برگردانند.
در نتیجه، قیمت باز شدن/بسته شدن به یکدیگر نزدیک شده و بخش عمده حرکت صعودی در قالب سایه بالایی دیده میشود. در بررسی انواع کندل های دوجی نیز، کندل دوجی سنگ قبر در نزدیکی مقاومت میتواند نشانه کاهش قدرت خریداران باشد.
از نظر ظاهری، این الگو شبیه یک “T” وارونه بوده و همین شکل باعث شده مفهوم آن برای بسیاری از معاملهگران قابل تشخیص باشد.
برای مثال، اگر قیمت در محدوده 100 واحد باز شود، در طول کندل تا 108 واحد افزایش پیدا کند و دوباره در محدوده 100.1 واحد بسته شود، بخش عمده حرکت ایجادشده در قسمت بالایی کندل باقی میماند.
چنین ساختاری نشان داده، که قیمتهای بالاتر نتوانستهاند تا پایان دوره معاملاتی حفظ شوند. اهمیت این الگو بیشتر زمانی مشخص شده، که پس از یک حرکت صعودی یا در نزدیکی یک مقاومت مهم ظاهر شود.
در این شرایط، کندل میتواند نشانهای از کاهش قدرت خریداران/افزایش فشار فروش باشد. بااینحال، شکلگیری یک کندل بهتنهایی به معنی شروع قطعی روند نزولی نیست و بهتر است رفتار کندلهای بعدی، حجم معاملات، حمایت و مقاومت و سایر ابزارهای تحلیل تکنیکال نیز بررسی شوند.
کندل دوجی سنگ قبر را میتوان، بر اساس موقعیت آن در روند و رنگ کندل بررسی کرد. البته رنگ سبز یا قرمز بهتنهایی مفهوم الگو را تغییر نداده و محل تشکیل و رفتار قیمت بعد از آن اهمیت بیشتری دارد.
دوجی سنگ قبر صعودی معمولاً در انتهای یک روند نزولی یا نزدیک حمایت دیده میشود. در این شرایط، رد شدن قیمت از سطوح پایینتر میتواند نشانهای از کاهش فشار فروش باشد، اما برای تأیید برگشت صعودی به واکنش کندلهای بعدی نیاز است.
دوجی سنگ قبر نزولی بیشتر پس از یک حرکت صعودی و در نزدیکی مقاومت بررسی میشود. سایه بالایی بلند نشان میدهد قیمتهای بالاتر حفظ نشدهاند و میتواند هشداری برای کاهش قدرت خریداران باشد.
در دوجی سنگ قبر سبز، قیمت بسته شدن کمی بالاتر از قیمت باز شدن قرار دارد. با وجود رنگ سبز، ساختار اصلی الگو همچنان همان سایه بالایی بلند و بدنه بسیار کوچک است.
در دوجی سنگ قبر قرمز، قیمت بسته شدن کمی پایینتر از قیمت باز شدن قرار میگیرد. این حالت میتواند فشار فروش بیشتری را نشان دهد، اما مانند نمونه سبز، محل تشکیل و تأیید قیمت اهمیت بیشتری از رنگ کندل دارد.

فرآیند تشکیل این الگو معمولاً با شروع معاملات در نزدیکی کف قیمت آغاز میشود. خریداران در ادامه وارد بازار شده و قیمت را به سمت سطوح بالاتر هدایت میکنند.
ممکن است قیمت در میانه دوره معاملاتی حتی چند درصد از نقطه آغاز فاصله بگیرد، اما در ادامه فروشندگان فعالتر میشوند. با افزایش فشار فروش، قیمت از سقف ایجادشده فاصله گرفته و به محدوده ابتدایی بازمیگردد.
در نهایت، قیمت بسته شدن دوباره نزدیک قیمت باز شدن قرار میگیرد. بنابراین، ساختار نهایی کندل شامل یک بدنه بسیار کوچک در قسمت پایین و یک سایه بلند در قسمت بالا خواهد بود.
این رفتار در تحلیل تکنیکال نشان داده، که تلاش خریداران برای حفظ قیمتهای بالاتر با واکنش فروشندگان مواجه شده است. نکته مهم این است که این ساختار پس از بسته شدن کامل کندل بررسی شود.
درحالیکه کندل هنوز در حال تشکیل بوده، شکل آن میتواند چندین بار تغییر کند و در نهایت اصلاً به یک دوجی سنگ قبر تبدیل نشود.
یکی از مهمترین موقعیتها برای بررسی این الگو، تشکیل آن در نزدیکی سطح مقاومت است. اگر قیمت چندین بار به یک محدوده مشخص رسیده و نتوانسته از آن عبور کند، تشکیل یک دوجی سنگ قبر در همان ناحیه میتواند نشان دهد که قیمتهای بالاتر دوباره با فشار فروش مواجه شدهاند.
برای مثال، فرض کنید مقاومت یک دارایی در محدوده 150$ قرار داشته باشد. قیمت به 150$ نزدیک شده، برای مدتی تا 154$ حرکت کند و سپس در نزدیکی 150$ بسته شود. اگر این ساختار با یک سایه بالایی بلند همراه باشد، معاملهگر میتواند آن را در کنار مقاومت موجود بررسی کند.
در این شرایط، کندل تأییدکننده اهمیت زیادی دارد. بسته شدن کندل بعدی زیر کف دوجی میتواند اطلاعات بیشتری درباره ادامه فشار فروش ارائه دهد، درحالیکه عبور قیمت از سقف دوجی میتواند سناریوی نزولی را تضعیف کند.

🔹تشکیل آن در نزدیکی مقاومت، سقف قبلی یا پس از یک حرکت صعودی میتواند اهمیت بیشتری داشته باشد.
🔹خیر، بهتر است ابتدا رفتار کندل بعدی، سطح حمایت و مقاومت و سایر نشانههای تأیید بررسی شوند.
🔹در دوجی سنگ قبر سایه اصلی در بالا قرار داشته، اما در دوجی سنجاقکی سایه اصلی در پایین شکل میگیرد.