الگوی وایکوف (Wyckoff) یکی از روشهای شناختهشده برای بررسی رفتار قیمت، عرضه و تقاضا و شناسایی مراحل مختلف چرخه بازار است.
این روش بهجای تکیه بر یک اندیکاتور خاص، ارتباط میان قیمت، حجم، زمان و رفتار معاملهگران بزرگ را در ساختارهای مختلف بررسی میکند. ایده اصلی الگوی وایکوف توسط ریچارد دی. وایکوف توسعه پیدا کرد و بر این دیدگاه استوار بوده، که تغییرات قیمت نتیجه تعامل میان عرضه و تقاضاست.
بنابراین، معاملهگر تنها جهت حرکت فعلی قیمت را بررسی نمیکند، بلکه این روش تحلیل تکنیکال مسیر قبلی بازار، محدودههای توقف قیمت و واکنش آن به سقفها و کفهای مهم را نیز در نظر میگیرد.
در این روش، یکی از مفاهیم مهم “Composite Man” یا «مرد مرکب» است. این مفهوم به معاملهگر کمک کرده، رفتار بازار را از دید یک بازیگر بزرگ در نظر بگیرد و نحوه جذب یا توزیع سفارشها را در طول یک محدوده معاملاتی بهتر بررسی کند.
در بازار فارکس، شناخت این چارچوب میتواند برای بررسی محدودههای انباشت و توزیع، تشخیص شکستهای کاذب و ارزیابی تغییر قدرت میان خریداران/فروشندگان کاربرد داشته باشد.
با توجه به اینکه الگوی وایکوف تنها به شناسایی یک شکل مشخص روی نمودار محدود نمیشود، در آموزش الگوی وایکوف باید رابطه میان حرکت قیمت، میزان فعالیت بازار و ساختار کلی نمودار مورد توجه قرار گیرد.
به همین دلیل، شناخت چرخه بازار و مفاهیمی مانند انباشت، توزیع، “Spring” و “UTAD” در کنار بررسی عرضه و تقاضا، بخش مهمی از این روش تحلیلی را تشکیل میدهد.
روش وایکوف بر 3 قانون اصلی بنا شده، که پایه تحلیل ساختارهای این روش را تشکیل میدهند.
اولین قانون به رابطه مستقیم میان عرضه و تقاضا مربوط میشود. زمانی که تقاضا نسبت به عرضه قدرت بیشتری داشته باشد، فشار صعودی افزایش پیدا میکند. در طرف مقابل، برتری عرضه میتواند قیمت را تحت فشار نزولی قرار دهد.
در این بخش باید فقط به جهت یک کندل توجه نکرد. واکنش قیمت به حمایت و مقاومت، اندازه حرکات، سرعت تغییرات و فعالیت معاملاتی میتوانند در کنار یکدیگر تصویر دقیقتری ایجاد کنند.
در روش وایکوف، یک محدوده معاملاتی میتواند بهعنوان علت و حرکت رونددار پس از آن بهعنوان معلول در نظر گرفته شود. به بیان ساده، بازاری که برای مدتی در یک محدوده مشخص حرکت میکند، ممکن است در حال ایجاد شرایط لازم برای حرکت بعدی باشد.
البته، هر محدوده خنثی الزاماً به یک روند قدرتمند منتهی نشده و ساختار قیمت باید این فرضیه را تأیید کند.
قانون سوم رابطه میان تلاش و نتیجه را بررسی میکند. حجم یا میزان فعالیت بازار میتواند بهعنوان تلاش در نظر گرفته شود و حرکت قیمت نتیجه آن باشد.
اگر فعالیت بازار افزایش پیدا کند اما قیمت جابهجایی قابلتوجهی نداشته باشد، میتوان این رفتار را برای بررسی بیشتر در نظر گرفت. البته چنین وضعیتی بهتنهایی سیگنال فارکس قطعی خرید/فروش نیست.

الگوی وایکوف را میتوان بر اساس جهت و ساختار حرکت بازار، در 2 حالت کلی صعودی و نزولی بررسی کرد.
الگوی وایکوف صعودی معمولاً پس از یک حرکت نزولی قابلتوجه و در محدودهای که میتوان آن را مرحله انباشت در نظر گرفت، بررسی میشود. در این ساختار، معاملهگر به دنبال نشانههایی از کاهش فشار فروش و افزایش تدریجی تقاضا است.
در ساختار انباشت، رویدادهای مختلفی [مانند PS، SC، AR، ST، Spring، SOS و LPS] ممکن است مشاهده شوند.
در مقابل، الگوی وایکوف نزولی بیشتر پس از یک روند صعودی و در محدودهای که احتمال توزیع در آن بررسی میشود، مورد توجه قرار میگیرد. در این ساختار، هدف بررسی نشانههایی از کاهش قدرت خریداران و افزایش تدریجی فشار فروش است.
در ساختار توزیع ممکن است رویدادهای مختلفی [مانند PSY، Buying Climax، AR، ST، UT، UTAD، SOW و LPSY] مشاهده شوند.
در این میان، “UTAD” یکی از رویدادهای شناختهشده در ساختار توزیع است. قیمت ممکن است برای مدتی از سقف محدوده عبور کند، اما در ادامه نتواند بالای آن تثبیت شود و دوباره به داخل رنج برگردد.
پس از آن، مشاهده “SOW” و در ادامه یک پولبک ضعیف یا “LPSY” میتواند برای بررسی سناریوی نزولی اهمیت داشته باشد. با این حال، همانند ساختار صعودی، تشکیل “UTAD” نیز در تمام ساختارهای توزیع ضروری نیست.

🔹الگوی وایکوف چارچوبی برای بررسی عرضه و تقاضا، رفتار قیمت و چرخههای انباشت و توزیع در بازار است.
🔹ساختاری بوده، که معمولاً پس از یک روند نزولی و در محدوده انباشت بررسی میشود.
🔹تایمفریم مشخصی وجود ندارد. میتوان ساختار اصلی را در “Daily” یا “H4” و جزئیات ورود را در “H1” یا “M15” بررسی کرد.